تاریخچهتاریخچه بازی

تاریخچه و داستان بازی Metal Gear متال گیر – قسمت اول

تاریخچه و داستان بازی Metal Gear

اگر جورج آر آر مارتین با داستان سرایی مجموعه کتاب های بازی تاج و تخت میراث بزرگی از خودش به جا گزاشت که بعد از گذشت 23 سال هنوز عاشقان سیاست بازی های لنیستر و استارک و تارگرین منتظر کتاب های بعدی این مجموعه هستند اگر کوین فیگی با شروع فیلم مردآهنی 1 که در سال 2008 منتشر شد و با اونجرز 2012 اوج گرفت و بعد از 10 سال با اونجرز پایان بازی 2019 پایان بندی طوفانی داشت تواسنت کمپانی مارول به پر سود ترین استودیو فیلم سازی تاریخ کند و دنیای سینمایی مارول برای همیشه نامش در سینمای هالیوود ماندگار باشد در دنیای گیم مجموعه بازی از مهد سرگرمی یعنی کشور ژاپن متولد شد که متال گیر نام داشت و هیدئو کوجیما را به عنوان کارگردان و نویسنده و طراح این بازی می دیدیم اما حالا کوجیما را میراث دار صنعت گیم مینامیم پس این شما و این تاریخچه و داستان بازی Metal Gear .

پس بریم سراغ کوجیما دنیایی که بر اساس مخفی کار ساخته شده بزارید اول مقدمه ای از بازی برای شما اول بگویم بعد برویم سراغ داستان اصلی بازی.

مقدمه تاریخچه و داستان بازی Metal Gear

تاریخچه و داستان بازی Metal Gear
گروه فیلسوف ها

در سال 1918 و دقیقا بعد از جنگ جهانی اول یک گروه که از پولدار ترین و پر قدرت ترین افراد کشور های آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی و چین یک سازمان به نام فیلسوف ها را تشکیل دادند هدف اون ها از تشکیل این گروه این بود که از اتفاقات بسیار فاجعه آمیزی مثل جنگ جهانی اول جلوگیری کنند اما کم کم با گذشت زمان اعضای این سازمان مخوف یکی یکی فوت میکنند و بلاخره در سال 1930 همگی میمیرن و وقتی نسل جدید اعضای فیلسوف ها روی کار آمدند.

نسل جدید بیشتر به دنبال قدرت و یک جورایی آرمان های گروه تغییر کرد و به جای سرکوب کردن اختلاف میان کشور ها خود فیلسوف ها بودند که شدند گرداننده سیاست مدار ها و به یک نحوی آن ها بودند که شدند آتش بیار معرکه و بخاطر همین سیاست بازی ها جنگ جهانی دوم در سال 1939 شروع میشود که نقطه مهمی در کارنامه این سازمان بود در همان سال شروع جنگ تمامی اعضای سازمان پول های خودشون رو روی هم گذاشتند.

و مبلغی به اندازه 100 میلیارد دلار جمع آوری شد و این پول رو به اختصار میراث فیلسوف ها (Philosophers Legacy) میگفتند.این گروه این پول رو برای برنده شدن متحدین در جنگ جهانی دوم استفاده کردند.

واحد کبری
واحد کبری

در سال 1942 اعضای فیلسوف یک گروه نظامی که بهترین سرباز های دنیا رو ساختند اسم این گروه رو واحد کبری گزاشتند.که عکس اعضای گروه و نام هایشان را میبینید.این تیم تحت فرماندهی باس (The Boss) بود که با یکی دیگر اعضای گروه به اسم سارو (The Sorrow) وارد رابطه میشه و در روز 1942 دقیقا همزمان با حمله نورماندی باس یک پسر به دنیا میاره.این پسر خیلی سریع توسط فیلسوف ها از باس جدا میشه.

در سال 1946 بین فیلسوف ها اختلافاتی به وجود میاد که در اصل میان آمریکایی ها و شوروی های گروه بود.نتیجه این اختلافات منجربه جنگ سرد میشه.یکی از اعضای شوروی فیلسوف ها میراث فیلسوف ها (Philosophers Legacy) رو میدزده و این 100 میلیارد دلار رو در میون هزاران حساب بانکی پخش میکنه و اطلاعات حساب ها از شماره هاشون و بانک هاشون رو در یک نوار میریزه.

جان (John)
جان (John)

و با این اتفاقات واحد کبری به صورت رسمی منحل میشه واحدی که عمرش کلا 6 سال بود اما تاثیراتش تا سال های زیادی باقی میمونه.در سال 1950 باس (The Boss) به آمریکا میره.و ماموریت های مختلفی برای این کشور انجام میده.در مدت زمانی که با آمریکا کار میکنه با یک پسر 15 ساله به اسم جان (John) آشنا میشه.و اون رو به عنوان شاگرد خودش تعلیم میده.در سال 1961 یک دانشمند شوروی به اسم نیکولای سوکولوف (Nikolay Sokolov) میتونه یک تانک تولید کنه.

نیکولای سوکولوف (Nikolay Sokolov)
نیکولای سوکولوف (Nikolay Sokolov)

تانکی که میتونه در حال حرکت صلاح هسته ای پرتاب کنه.تانکی به اسمه شگوهاد(shagouhod) اما وقتی نیکولای میفهمه که چقدر این اختراعی که کرده خطرناکه و امکان داره شوروی ها با این تانک جنگ جهانی سوم رو راه بندازند تصمیم میگیره با خانوادش به آمریکا پناه ببره.اون میتونه به آمریکا بره اما چند ماه بعد آمریکا نیکولای رو بخاطر مذاکرات با شوروی سر بحران مشوکی کوبا به آمریکا بر میگردونه.

تانک شگوهاد(shagouhod)
تانک شگوهاد(shagouhod)
سرگرد زیرو (Zero)
سرگرد زیرو (Zero)

در سال 1962 CIA یه گروه ویژه به اسم فاکس (FOX) رو راه اندازی میکنه.برای ماموریت های فوق سری فرماندهی این گروه سرگرد زیرو (Zero) سپرده میشه.اما زیرو (Zero) هم برای خودش یک گروه مخفیانه به نام XOF درست میکنه و فرماندهی اون رو به فردی به اسم صورت سوخته (Skull Face) میسپاره.در همون سال باس (The Boss) مجبور میشه معشوقه خودش رو یعنی سارو (The Sorrow) رو بکشه و از اعدام شدن پسرش بدست فیلسوف ها جلوگیری کنه.

در آگوست سال 1964 شاگرد باس (The Boss) یعنی جان (John) تبدیل به یک نیروی ویژه میشه اون رو به اسم رمز اسنیک (Snake) میشناسند.خب مقدمه به پایان رسید حالا میریم سراغ اولین بازی که در زمان 1964 اتفاق میوفته یعنی متال گیر سالید 3.

Metal Gear Solid 3 متال گیر 3

نام بازی : Metal Gear Solid 3

سال انتشار : 2004

سالی که بازی در آن جریان دارد : 1964

داستان بازی : یکی از جاسوس های آمریکا اطلاع میده که نیکولای سوکولوف (Nikolay Sokolov) داره ساخت تانک شگوهاد(shagouhod) رو تموم میکنه.و این موضوع بالانس قدرت میون شوروی و آمریکا رو به هم میزنه برای همین CIA اسنیک (Snake) برای یه ماموریت به شوروی میفرسته.

که نیکولای سوکولوف (Nikolay Sokolov) رو از شوروی بدزده و به آمریکا بیاره تا ساخت تانک متوقف بشه و بالانس قدرت به هم نریزه. اسنیک (Snake) به عنوان یکی از اعضای FOX از طریق هوایی و بتل رویالی با چتر به مناظق شوروی نفوذ میکنه.

در این ماموریت سرگرد زیرو (Zero) و باس (The Boss) هم باهاش از طریق تماس های رادیویی در ارتباط هستند.بعد از مخفی های فراوان اسنیک (Snake) خودش رو به سوکولوف (Nikolay Sokolov) میرسونه و دانشمند بهش میگه یکی از فرمانده های بزرگ شوروی قصد داره حکومت شوروی رو عزل کنه و خودشو به حکومت برسونه.و برای رسیدن به هدفش میخواد با تانک شگوهاد(shagouhod) یک جنگ هسته ای میان آمریکا و شوروی به وجود بیاره.

اسنیک (Snake) سعی میکنه که نیکولای سوکولوف (Nikolay Sokolov) رو به منطقه خروج ببره اما در راه توسط یکی از فرمانده ها بهش حمله میشه سرگردی به اسم آسلات (Oselot) و درگیری به اسنیک و آسلات شکل میگیره و بلاخره اسنیک و سوکولوف میتونن فرار کنند.وقتی اسنیک (Snake) به انتها راه میرسه با کسی رو به رو میشه که هیچ وقت فکرش رو نمیکرد یعنی استادش باس (The Boss) که همراه همون فرمانده شوروی اومده و مشخص میشه که باس (The Boss) جاسوس شوروی هست و داره برای فرمانده شوروی که به نام ولگین (Volgin) هست کار میکنه.

سرگرد ولگین (Volgin)
سرگرد ولگین (Volgin)

همونجا یک مبارزه میان اسنیک (Snake) و باس (The Boss) شکل میگیره و اسنیک به راحتی شکست میخوره و باس اون رو از پل پرت میکنه پایین و باس یک سری راکت هسته ای به ولگین میده و سوکولوف هم دوباره دستگیر میشه در ضمن اون ها جاسوس اولیه آمریکا که خبر ها رو برای CIA آورد هم دستگیر میکنن که اسمش تاتانیا (Tatania) هست.که فکر میکنن معشوقه سوکولوف است.

بعدش ولگین برای تست راکت های هسته ای به یکی آزمایشگاه های سوکولوف شلیک میکنه در همین حین نیروی های FOX میتونن اسنیک (Snake) نجات بدهند و چون راکتی که شلیک شده بود آمریکایی بود همه فکر میکنند ایالات متحده در اون دست داشته.و یک بحران بین المللی به وجود میاد.

و تازه بعد از این اتفاق عملیات اسنیک ایتر (Snake Eater) کلیک میخوره چون آمریکا باید به دنیا و شوروی و دنیا ثابت کنه اتهمای که بهش وارد شده بی اساس است پس دوباره اسنیک رو به شوروی میفرستند که هم باس (The Boss) و ولگین (Volgin) رو از بین ببره چرا که اونا به مقامات شوروی گفتند که باس بهشن خیانت کرده.و خودسرانه راکت ها رو به ولگین داده.

در ضمن اسنیک باید تانک شگوهاد(shagouhod) رو هم نابود کنه و سوکولوف رو زنده به آمریکا برگردونه پس میشه چهار هدف و یک ماموریت قرار بود اسنیک با آدام یکی از جاسوس های تو شوروی ملاقات کنه اما وقتی به محل قرار میره با زنی به اسم ایوا (Eva) ملاقات میکنه که از طرف فرستاده شده است.

ایوا (Eva)
ایوا (Eva) یا همون تاتانیا (Tatania)

و در ادامه اسنیک با بقیه اعضای واحد کبری رو به رو میشه و همه اون ها رو دو نفری شکست میدهند.وقتی اسنیک به محل زندانی شدن سوکولوف میرسه توسط ولگین دستگیر میشه و ولگین اول سوکولوف رو میکشه و بعد شروع میکنه به شکنجه دادن اسنیک در اتاق باس (The Boss) و تاتانیا (Tatania) که در واقع همون ایوا (Eva) است که تغییر هویت داده هم هستند.

آسلات (Oselot) شک میکنه که تاتانیا (Tatania) جاسوس هست و میخواد با اون رولت روسی بازی کنه اما در آخرین لحظه اسنیک جلوی آسلات رو میگیره و تاتانیا رو نجات میده اما در همین حین یک تیر به چشم اسنیک میخوره و اینطوری چشم بند خفن شو بدست میاره.

اسنیک (Snake)
اسنیک (Snake) با چشم بند

در نهایت اسنیک میتونه فرار کنه و سراغ تانک شگوهاد(shagouhod) بره وقتی اسنیک و ولگین به هم میرسن اون میبینه که ولگین ایوا رو بی هوش کرده و به هویتش پی برده در ضمن میراث فیلسوف ها (Philosophers Legacy) هم در لباسش ولگین پیدا کرده اسنیک با ولگین مبارزه میکنه و بعد از شکست دادنش موفق میشه تانک شگوهاد رو هم از بین ببره و با ایوا فرار کنه.حالا 3 تا 4 هدف انجام شده و فقط کشتن باس (The Boss) مونده و موقع یکی از غمگین ترین باس فایت ها به تاریخ بازی های ویدیویی میرسه.

باس (The Boss)
مبارزه اسنیک و باس

یعنی موقعی که شما در یک منظره فوق العاده زیبا و چشم گیر با استادتون باید رو به رو بشید و اون رو بکشید بعد شکست دادن باس (The Boss) اون بهمون میراث فیلسوف ها (Philosophers Legacy) رو هم میده و ازمون میخواد که بهش شلیک کنیم اسنیک به احساساتش غلبه میکنه و استاد خودشو میکشه بعدش اسنیک و ایوا به یک پناهگاه میرن اما وقتی درست وقتی فکر میکنید همه چیز به خوبی خوشی تموم شده.

ایوا با خودش میراث فیلسوف ها (Philosophers Legacy) رو میبره و یک پیام به جا میزاره اول از همه معلوم میشه ایوا در تموم این مدت یک جاسوس چینی بود فکر کنم یادتون رفته بود که یک ور دیگه گروه فیلسوف ها چینی ها بودند و چینی در نبرد با آمریکایی ها و شوروی ها پیروز میشوند و میراث فیلسوف ها رو برای خودشون برمیدارند.دوم این که باس (The Boss) هیچوقت یه خائن نبود و یک مامور مخفی بود که ماموریت داشت اعتماد ولگین رو بدست بیاره.

تا اینطوری میراث فیلسوف ها (Philosophers Legacy) رو پیدا کنه و به آمریکا ببره اما همین که ولگین تاسیسات آزمایشگاهی رو با راکت هسته ای نابود کرد نقشه عوض شد و باس قبول کرد تمام اتهامات این حادثه گردن خودش بیوفته و بعد اسنیک بکشتش تا اینطوری بی گوناهی کشور خودش یعنی آمریکا ثابت بشه.ولی تموم دنیا از اون به عنوان یک هیولای خائن یاد میکنند و که نزدیک بود بخاطر اون جنگ جهانی سوم به وجود بیاد.

تمامی فداکاری باس فقط برای اندکی از مردم افشا شده است.بخاطر موفقیت در این ماموریت بزرگ که از 4 هدف 3 تا از هدف ها به درستی انجام شد و دیگری مرگ سوکولف بود که باید زنده برمیگشت به آمریکا و مرگش هم چیز بدی نیست اسنیک توسط رئیس جمهور فرا خونده میشه و بعد از قدردانی از اون بهش لقب بیگ باس (Big Boss) رو میدهند.

بیگ باس (Big Boss)
بیگ باس (Big Boss)

اگر چه بعد از اینکه دولت آمریکا فداکاری های باس رو به مردم نمیگه دلسرد میشه.و میشه گفت تمامی عقاید بیگ باس عوض میشه و از یک سرباز وفادار که به دستورات عمل میکنه تبدیل به یک یاقی سرکش میشه.برا همین اسنیک اول تصمیم میگیره خودش رو از تیم فاکس کنار بگزاره و دنبال اهدافش بره.اما هنوز هم این پایان کار نیست.

چرا که در آخر بازی چیز های جالب دیگری هم مشخص میشه آدام یعنی همون ممنون CIA که قرار بود با اسنیک ملاقات کنه که به جاش ایوا اومده بود آسلات (Oselot) بوده و از اون شکه کننده تر آسلات همون پسر باس (The Boss) و سارو (The Sorrow) است اون هم با آمریکا کار میکرد و هم با شوروی حالا نصف میراث فیلسوف ها (Philosophers Legacy) در اختیار آمریکاست و نصف دیگر اون اتحاد جماهیر شوروی هست این یعنی نواری که ایوا از اسنیک دزدیده بود یک نوار کاملا تقلبی بوده.

خب این از قسمت اول از تاریخچه و داستان بازی Metal Gear که از نسخه سوم بازی شروع شد بزودی قسمت های بعدی هم قرار میدهیم. اگر احساس کردید تاریخچه و داستان بازی Metal Gear خیلی پیچیده بوده خدا به دادتون برسه چون قسمت های بعدی فوق العاده دیونه کننده تر است.

تگ

پست های مشابه

آرش وارث

کسی که دوست داره کل دنیا سرگرم یه چیزی باشند و حوصله شون سر نره!!!!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این هم ببینید

Close
Close