داستان بازی Max Payne 2 - یک داستان عاشقانه دیوانه کننده | فارسی ویدیو
تاریخچهتاریخچه بازی

داستان بازی Max Payne 2 – یک داستان عاشقانه دیوانه کننده

داستان بازی Max Payne 2

سلام در مطلب میخواهیم داستان بازی Max Payne 2 رو براتون تعریف کنم اما اگر داستان بازی Max Payne 1 رو نخوندید اول برید و داستان یک رو بخونید و برای رفتن به مطلب داستان بازی مکس پین یک اینجا رو کلیک کنید.از اسم بازی نسخه دوم شروع کنیم که یک جمله The Fall of Max Payne هم داره که به فارسی میشه سقوط مکس پین.

داستان بازی Max Payne 2

این بازی در سال 2003 منتشر شد و استودیو راک استار حق انتشار بازی رو داشت اما تولید بازی هنوز به دست سازنده نسخه اول یعنی استودیو رمدی باقی مونده بود و این بازی هم استودیو رمدی ساخته است مثل نسخه اول.

مکس پین 2 دقیقا همون مکس پین 1 هست اما بهتر در واقع خیلی خیلی بهتر از نسخه اول.شاید اگر بخواهید الان نسخه مکس پین 1 رو بازی کنید براتون حسابی قدیمی و یک جا هایی از بازی زیاد روی مختون بره و اذیتتون کنه اما مکس پین 2 …به جرئت میتونم بگم مکس یپین 2 میتونه همین الان جز بهترین بازی های سوم شخص سال 2019 قرار بگیره و حتی اول هم بشه.

پس دیگه خودتون بدونید با چه بازی ای طرف هستید.در این نسخه سم لیک که سازنده و نویسنده داستان بازی مکس پین یک بود و به جای کاراکتر کس پین هم بازی کرده بود جای خودشو برای نقش مکس پین به یه بازیگر هالیوودی به نام Timothy Gibbs داد.هر چند صدا پیشه این شخصیت همون James McCaffarey ثابت موند کسی که صدا پیشه مکس پین در نسخه اول هم بود.

توی قسمت اول داستان یک حس و حال قهرمان گونه افسانه ای داشت.اما در نسخه دوم با یک داستان انسانی تر و تلخ تری رو به رو هستیم یعنی عشق.خب بریم سراغ داستان بازی Max Payne 2 و بخش اول یعنی تاریکی درون.

همشون مرده بودن.عشق میکشه.من عاشقش بودم؟انتخابی هم داشتم؟

صحبت های مکس پین در ابتدای بازی

دقیقا مثل قسمت اول داستان ابتدا آخر بازی رو نمایش میده.مکس پینی که تنهاست و کلی آدم هم مرده هستند.بازی ما رو میبره بازی ما رو میبره چند ساعت قبل همون شب.مکس پینی که تیر خورده و در بیمارستانی به هوش میاد.به قول مکس پین از این بیمارستان به بعد همه چیز قراره بدتر بشه.

خب بریم یک شب قبل تا ببینیم مکس پین داستان ما چجوریش پاش به بیمارستان باز شده.مکس پین که در آخر داستان نسخه اول به زندان افتاده بخاطر آلفرد وودن تبرعه و دوباره به شغل قبلیش یعنی پلیس بودن برگشته.

رادیو ماشین پلیس مکس پین گزارشی از یک تیراندازی میده و مکس هم که به اون مکان نزدیکه با سرعت به اون مکان میره.آدرس تیراندازی مربوط به یک انبار که برای ولادمیر لم هست گزارش میشه.همون آدمی ه در نسخه اول به مکس برای کشتن پانچینلو کمک کرد.مکس اونجا دوباره صدای تیر میشنوه و درخواست پشتیبانی میده.

اونجا با یک سری آدم های رو به رو میشه که لباس های خدماتی پوشیدن یکی از اون ها میگه صدای اصلحه مربوط به کارگاه اصلحه ی بالا هست.مکس ازش میخواد تا اون رو به کارگاه ببره و نظافت در کارگاه رو باز میکنه و در همین حین اصلحه خودشو در میاره میخواد مکس رو بکشه.مشخص میشه افرادی در پوشش نظافت چی به این انبار اصلحه حمله کردن.

جلوتر نظافت چی ها یک زن رو که میگن برای ولادمیر کار میکنه رو گروگان گرفتند.

مثل تمام چیزای بد زندگیم. با مرگ یک زن شروع شد.نتوسنتم نجاتش بدم

مکس پین بعد از به قتل رسیدن اون زن

نظافت چی ها اون زن رو میکشن و مکس هم اونارو میکشه و بعدش مکس به راهش ادامه میده.یه دفعه مونا وارد ساختمان میشه و مونا و مکس هم دیگر رو میبینن.مونایی که در واخر بازی اول مرده بود و جسدش ناپدید شد حالا زندس ولی در میره و مکس میمونه کلی سوال بی جواب که همینطور داره زیاد و زیادتر میشه و تنها انتخاب مکس جلو رفتن و کشتن نظافت چی ها هست.

وقتی مکس پین داشت جلوی فرار باقی مونده نظافت چی ها رو میگرفت یکی از پلیس های نیروی پشتیبانی که اومده بودن افسر وینترسون جلوی مکس رو گرفت . بعدش در پاسگاه پلیس مکس با افسر جیم پلیس پاسگاه سر این پرونده بحث میکنند.مکس تصمیم میگیره بره و مستقیم با ولادمیر حرف بزنه.ولادمیر کلاب رگناروک که در قسمت قبل بود رو خریده و میخواد تبدیلش کنه به یک رستوران وودکا.

مکس به اونجا میشنوه و اونجا صدای تیراندازی میشنوه و اونجا ولادمیر از مکس کمک میخواد.به اونجا هم حمله شده.مکس افراد مهاجم رو میکشه و به راهش ادامه میده.جلو تر متوجه میشیم افراد حجوم آورده برای وینی گاگنیتی کار میکنند.همون عضو نیرو های پانچینلو توی قسمت هست.

مکس با کشتن افراد وینی اون رو فراری میده.ولادمیر به مکس میگه وینی با افراد قدرتمندی قرار مرار میزاره و داره تمامی آدم هایی که در کار اصلحه هستند رو حذف میکنه.همچنین میگه دیگه سمت خلاف ملاف نمیره و میخواد با رستوران جدیدش پولدار و معروف بشه.دست ولادمیر هم شکسته و تو گچ هست و وقتی مکس ازش راجب دستش میپرسه ولادمیر قضیه رو میپیچونه و جواب سر بالا به مکس میده.

مکس بر میگرده خونه خودش و میخوابه و طبق معمول کابوس میبینه.

توی کابوس هر تصمیمی که میگیری یک تصمیم غلطه!

حرف های مکس توی کابوسش

توی کابوس کسی عکس مونا رو از زیر در میندازه توی خونه مکس.اون با به دنبال کردن مسیر خونه به یک سردخونه میرسه و جسد مونا رو پیدا میکنه.و یهو جسد مونا غیب میشه و مونایی که زنده شده رو میبینیم.کابوس اینجوری تموم میشه که پلیس ها مکس رو میگیرن و متهمش میکنن به اینکه خودش خانوادشو کشته و با مونا هم ارتباط داره.

و در آخر مجبور میشه پلیسا رو بکشه و فرار کنه و تموم میشه کابوس مکس.و یک دفعه یکی در خونه مکس رو میزنه و مونا پشت در هست.مونا به مکس میگه من و تو در خطر هستیم و برای کشتنمون جایزه تایین کردن.همون لحظه یک تک تیرانداز بهشون شلیک میکنه مونا که فکر میکنه با اومدنش به خونه مکس اشتباه کرده فرار میکنه.

نظافت چی ها به محل سکونت مکس حمله کردن.مکس اونارو میکشه و به واحدی که تک تیرانداز داخلش بوده میرسه.خونه ای که تک تیرانداز داخلش بوده نشون میده که خیلی وقته مکس رو تحت نظر بوده.

توی اون خونه حتی تلفن های ظبت شده مکس هم حتی هست.مکس مسیرش رو ادامه میده و با یک در قفل رو به رو میشه.و جالبه برای گرفتن رمزش باید بری سراغ سرایه دار ساختمان.مکس وارد میشه و اونجا هم نظافت چی ها هستن و همه شون رو میکشه.و بعدش مکس فرار میکنه.

توی پاسگاه پلیس , افسر حدس میزنه که نظافت چی ها آدم های وینی بودن اما یک چیزی درست در نمیاد.مونا شماره شو برای مکس گزاشته توی جیبش و مکس باهاش تماش میگیره و موفق میشه آدرس مکس رو بگیره.آدرس محل سکونت مونا توی یک شهر بازی هست که تعطیل شده و یک متروکه هست ولی مونا اونجا رندگی میکنن.

مکس مونا رو اونجا پیدا میکنه و مونا میگه اینرسیرکل یا همون دایره ی داخلی که همون گروه مخفی ای که داخل نسخه اول وجود داشت میخوان هر کسی که از وجودشون خبرداره رو بکشن از جمله من و تو . مکس میپرسه از کجا اینقدر مطئنی و مونا میگه با یکیشون ارتباط دارم.مسک میپرسه آلفرد وودن؟ اما مونا میگه نه ولی میتونم ببرمت پیش رابطه ام.

مونا توضیح میده که گروه دایره ی داخلی به قرن ها قبل بر میگرده.مونا , مکس رو به آپارتمان رابطه اش میبره.اما نظافت چی ها زودتر به اونجا رسیدن . مونا و مکس با یک بیسیم در ارتباط هستن مکس میره سراغ رابطه و مونا آسانسورا و دوربین های مداربسته رو کنترل میکنه.

مکس وارد واحد رابط میشه اما نظافت چی ها اون رو کشتن و مونا میگه سریعا باید از اینجا خارج بشن.مکس میگه تا چیزی اینجا پیدا نکنه که پرونده رو جلو ببره بیرون نمیاد و بلاخره یک عکس پیدا میکنه که رابط مونا و آلفرد وودن یه عکس با هم دارن و پس مکس مطمئن میشه که دایره داخلی توی این جریانات دخالت دارن.

مکس میره پیش مونا که با هم برن اما پلیس ها رو میبینه که مونا رو دستگیر کردن و کسی که این دستگیری رو انجام داده افسر وینترسون هست.

بخش دوم داستان بازی Max Payne 2 از اینجا شروع میشه.

افسر جیم دیگه تحمل کار های سرخود مکس رو نداره و اصلحه مکس رو میگیره و بهش میگه میخوام بهت یک کار پشت میزی بدم که همیشه جلوی چشمام باشی.مکس شروع میکنه گزارش پرونده رو بنویسه که تلفن وینترسون زنگ میخوره و مکس میره برداره که از اونور هیچ صدایی نمیاد و قطع میکنه.مکس بعد چند ساعت میبینه وینترسون داره با تلفن حرف میزنه و میگه دهن هر دوتاشون سرویسه.

و میگه اون هم باهاش بود وقتی که دستگیر شد.مکس مشکوک میشه بهش و ازش میپرسه با کی حرف میزدی؟و وینترسون هم باهاش درگیری لفظی پیدا میکنه .مکس میره پیش مونا که توی بازداشتگاه هست و مونا میگه منو بیار بیرون.همون حین نظافت چی ها به اداره پلیس هم حمله میکنن!!

مونا با هر بدبختی که هست موفق میشه از بازداشتگاه فرار کنه.مکس میره دنبال مونا که ماشین معروف ولادمیر میبینه و خود ولادمیر هم همونجاست.مکس سوار ماشین میشه و روی صندلی عقب هم لباس بت بوی میبینم یک شخصیت کارتونی در دنیای بازی.

لباس کاپیتان بت بوی

ولادمیر میگه میخواد با این عروسک بره به جنگ وینی.ولادمیر میگه وینی با دایره داخلی در ارتباطه و با اوناست که قرار مرار میزاره.مکس با ولادمیر به مخفیگاه مونا میره و همون نزدیکیا به پیاده میشه.مکس مونا رو داخل مخفی گاهش پیدا میکنه اما نظافت چی ها هم به اونجا حمله میکنن.

مکس و مونا فرار میکنن اما مکس میخوره زمین و جا میمونه.مکس و مونا در مسیر های جداگانه به راهشون ادامه میدن و نظافت چی ها رو میکشن.در آخر وقتی ون های نظافت چی ها دارن فرار میکنن مکس میره دنبال یکیشون و خودشو به عقب یه ون میندازه و تا مخفیگاهشون میره.

مکس در مقر اونها باهاشون درگیر میشه و در همون زمان ارتباط بیسیمی مکس و مونا برقرار هست و با هم در ارتباط هستند مونا هم خودشو به مخفیگاه نظافت چی ها میرسونه.در طبقه اول مکس با کلی اصلحه رو به رو مشه و در طبقه بالا با کوماندو ها رو به رو میشه و در طبقه بالا متوجه کوماندو ها همون نظافت چی ها هستن چون لباسشون رو میبینه.

مکس پین رد طبقه بالا تر با کلی جسد رو به رو میشه.اجسادی که توسط نظافت چی ها کشته شدن.مکس از مونا میخواد تا با پلیس تماس بگیرن اما مونا میگه دیونه شدی؟ من فراری هستم و میان من رو هم میگیرن.همون لحظه باقی نظافت چی ها میریزن سر مکس و با هم درگیر میشن.

تیر ها به مواد منفجره برخورد میکنه و کل ساختمان آتیش میگیره.اما به هر حال مکس موفق میشه به بیرون از ساختمان بپره اما بدجور داغون میشه.

مونا هم همون موقع انفجار سر میرسه و لحظه پریدن مکس به بیرون ساختمان رو میبینه.و کمک میکنه که مکس توسط نظافت چی ها کشته نشه.مکس از روی زمین به مسیرش ادامه میده و مونا از روی هوا از اون پشتیبانی میکنه.در نهایت مونا هم به پایین میاد و میره تا به مکس ملحق بشه.

مکس و مونا و افسر وینتروسن در یک لحظه به هم میرسن.وینترسون از مکس میخواد که از این قضیه خودشو کنار بکشه.اما مونا میگه وینترسون از دایره داخلی هست و میخواد مونا رو بکشه.مکس خودشو بین وینترسون و مونا قرار میده.هر دوتا اصلحه میکشن و مکس مجبور میشه که کنار بره.

مکس به وینترسون شلیک میکنه و مونا رو فراری میده.اما وینترسون وقتی داره آخرین نفس هاشو میکشه به مونا شلیک میکنه.و مکس از ارتفاع به پایین پرت میشه.

مهم نیست چقدر وقت بزاری که از چاله بیای بالا و نجات پیدا کنی . چون تو یه لحظه دوباره پرت میشی پایین و داخل چاه.

آخرین حرفای مکس در لحظه افتادن به پایین

مکس بیهوش میشه و دوباره کابوس میبینه.توی کابوس مکس همسر خودشو بخاطر معشوقه خودش کشته.آخرش مکس میون وینترسون و مونا قرار میگیره اما در کابوس هر دوی اون ها به مکس شلیک میکنن.

و کابوس مکس تموم میشه و مکس داخل یک بیمارستان بیدار میشه که مرحله اول بازی هست همون اول داستان که بهتون گفتم.پایان بخش دوم.

و بخش سوم و نهایی داستان بازی Max Payne 2 که بینظیر پایان بندی این بازی رو رقم میزنه.

مکس توی بیمارستان بیدار میشه و یه کماندو که بهش حمله میکنه رو میکشه و جلو تر افسر جیم رو میبینه اما کوماندو ها حمله میکنن و افسر جیم رو میکشن و جلو تر جسد وینترسون رو پیدا میکنه و در لباس هاش کارت رستوران ولادمیر یعنی ودکا رو پیدا میکنه!

مکس به هر شکلی از بیمارستان خارج میشه و با سرنخ جدید میره سراغ آلفرد وودن.وودن سرطان گرفته و روی ویلچر نشسته.آلفرد میگه با بیماری که گرفته باعث ضعیف شدنش شده و یک جنگ قدرت به راه افتاده و یکی میخواد این قدرت رو بدست بگیره و داره تمامی مخالف ها رو میکشه.

مکس به وودن میگه اون فرد وینی گاگنیتی هست؟ اما آلفرد میگه نخیر ولادمیر لم هست که میخواد قدرت رو بدست بگیره.و اینجا مشخص میشه همه چیز از همون اول کار ولادمیر بوده و نظافت چی ها و کوماندو ها آدم های اون بودن .ولادمیر زمانی عضو دایره داخلی بوده حالا میخواد وینی و آلفرد رو بکشه و قدرت رو بدست بیاره.

مکس به رستوران ولادمیر میره و با افرادش درگیر میشه.حتی نظافت چی ها و کوماندو ها هم اونجا میبینه.مکس اونجا ولادمیر رو پیدا نمیکنه اما از نقشش برای کشتن وینی با خبر میشه و بعدش تصمیم میگیره وینی رو پیدا کنه.

اما در پیغام گیر تلفن دفترش این صوت رو میشنوه.

وللادمیر . منم . کجایی ؟ بهت احتیاج دارم .

پیغام وینترسون برای ولادمیر

این پیغام نشون میده که وینترسون هم دستش با ولادمیر لم توی یک کاسه بوده.مکس میره سراغ وینی و کوماندو ها و نیرو های وینی اونجا با هم درگیر هستن و مکس با هر دوی اون ها درگیره!!مکس به وینی میرسه و ولادمیر لباس شخصیت مورد علاقه وینی یعنی بت بوی رو بمب گزاری کرده و پوشونده تن وینی.

وینی میگه مکس به من کمک کن ومنم کمکت میکنم پدر ولادمیر رو در بیاری.مسک هم قبول میکنه.مکس تنها راهی که ذهنش میرسه اینه که وینی رو ببره پیش مونا که شاید بتونه بمب ها رو خنثی کنه اما وینی میگه بابا مونا هم با ولادمیر هست اما مکس قبول نمیکنه میگه مونا با ماست.

وقتی مکس و وینی به محل مخفیگاه مونا میرسن میبینن که ولادمیر هم اونجاست و چاشنی بمب رو در اختیار داره و مونا بالای یک ساختمان اطراف همونجا از بالا همه چیز رو میبینه.ولادمیر به مکس میگه این وودن بود که فایل های والهالا رو برای زنت فرستاده بود و باعث شد اون کشته بشه. الان هم مونا با وودن کار میکنه و کسایی که با من متحد میشن رو میکشه.

ولادمیر به سر مکس شلیک میکنه. مکس میره توی کابوس و تهوم و دوباره با خودش درگیر میشه.

اون خوشگل و زیبا بود . ازش متنفر بودم که باعث شد همچین حسی داشته باشم .

حرف های مکس در کابوس در مورد مونا

ولادمیر بمب رو منفجر میکنه .مونا سریعا میره به سمت انفجار تا مکس رو نجات بده و اونجا میبینه که وینی کشته شده.

و بعد مکس رو پیدا میکنه.بلاخره مکس به هوش میاد.

مرگ اجتناب نا پذیره . ترسمون ازش باعث میشه خطر نکنیم . احساساتمون رو سرکوب میکنیم. توی این بازی بازنده ایم. بدون عشق و علاقه . همین الانشم مردی.

حرف های مکس بعد از انفجار به خودش

مکس قصد داره جلوی ولادمیر رو بگیره و میخواد که به عمارت وودن بره چون میدونه نفر دوم لیست بعدی ولادمیر , وودن هست که میخواد بکشه .مونا میگه اونجا بری تو هم مثل وینی ممیمری اما مکس میگه مهم نیست !هیچ پایان خوشی وجود نداره ! پس مونا و مکس با هم به عمارت میرن.

هیچ انتخاب وجود نداره . کل زندگی یک خط مستقیم هست.توهم انتخاب وقتی به وجود میاد که با خودت میگی چرا من؟ یا وقتی این کار رو نمیکردم چه اتفاقی می افتاد ؟ اما حقیقت اینه هر کار دیگه ای میکردی اون دیگ تو نبودی . یک نفر دیگه بود . که یک جای دیگه وایساده بود . داشت عکس این سوال رو از خودش میپرسید!

گفته های مکس در حین رانندگی به سمت خونه وودن

بلاخره میرسن به خونه وودن و مکس از پایین وارد میشه و مونا هم از بالا پشتیبانی میده.جلو تر توی خونه میبینم حتی بادیگارد های وودن بهش خیانت کردن و رفتند طرف ولادمیر.وقتی به در اصلی خونه وودن میرسیم میبینیم در قفله اما مونا با یک حرکت رمزی طور در رو باز میکنه و مکس میفهمه حرفای ولادمیر کاملا درست بوده.

مونا واقعا داره برای آلفرد وودن کار میکنه و با این عمارت آشناست. و حرکت انتحاری مونا!!!

عشق اینه . وقتی یکی تو رو از خرابه ها بیرون میکشه , وقتی که نا امید شدی , زمانی که آماده ای بیوفتی و بمیری.

عشق اینه . وقتی یک نفر , مهم نیست به چه قیمتی بهت نشون میده که امیدی هست.

عشق اینه . عشق درد داره .

حرف های مکس به مونا برای معنی عشقی که مکس از مونا میخواست

مونا با تفنگش ضربه ای به سر مکس وارد میکنه و مکس میوفته زمین و مونا میگه من باید این افتضاح رو جمع کنم و سر مکس خون ریزی میکنه و مونا تفنگ های مکس هم ازش میگیره.

ولادمیر سر میرسه به مونا شلیک میکنه و همون لحظه وودن از اتاق امنش بیرون میاد و به ولادمیر حمله میکنه و وودن توسط ولادمیر کشته میشه . مکس هم که خون جلوی چشماشو گرفته که از هر کسی که میشناخته ضربه خورده مثل دیونه ها به ولادمیر حمله میکنه برای کشتنش.

اما ولادمیر آخرین حرکت نقشه اش رو هم رو میکنه . اون کل عمارت وودن رو بمب گزاری کرده بوده و حالا کل عمارت رو منفجر میکنه!ولادمیر از دست مکس فرار میکنه اما مکس اون رو ول نمیکنه و دنبالش میدوه که کار نیمه تموم خودشو رو تموم بکنه.

چه مرگته مکس ؟ چرا نمیمیری ؟ تو از زندگی متنفری . همیشه داغون و بدبختی . میترسی حتی یک کوچولو از زندگی خودت لذت ببری . ببین تا الان باید مرده باشی . یه لطفی به خودت بکن . نا امید نشو

حرفای ولادمیر به مکس

مکس وقتی وارد اتاق آلفرد وودن میشه یه پیام روی تلفن وودن هست و مکس پیام رو شروع میکنه و حرفای مونا به وودن هست که پایین نوشتمش . فوق العاده درد ناکه.

بهت گفتم این ایده خوبی نیست. احساس پشیمونیتو میفهمم ولی این کمکی به مکس نمیکنه . فقط همه چیز رو بدتر میکنه. مطمئن نیستم بتونم این کار رو بکنم .بهت گفتم ما یک گذشته ای با هم داریم . من…. لعنت ولی من عاشق این مرد شدم . نمیدونم که میتونم از پسش بربیام یا نه .

پیام مونا برای وودن که درباره ی به قتل رسوندن مکس هست

به هر حال مکس همه ی افراد ولادمیر رو میکشه و به ولادمیر میرسه . و ولادمیر به فجیح ترین شکل میکشه . مکس میره سراغ جسد مونا و ببینه اون زنده میمونه یا نه . بهش میگه همه چیز خوب میشه . مکس بهش دروغمیگه و مونا میمیره.

حالا مثل تمام عشق های من . اون برای همیشه مال من بود . خوابی از همسرم دیدم . اون مرده بود . ولی دیگه اشکالی نداشت .

حرف های مکس بعد مرگ مونا

و پایان داستان بازی Max Payne 2 . اما صبر کنید همه چیز تموم نشده 🙂 هنوز یک غافلگیری براتون در رابطه پایان بندی داستان بازی Max Payne 2 دارم . بازی سه درجه سختی داشت که اگر موفق بشین با درجه سختی آخر بازی رو تموم کنید پایان بندی بازی تغییر میکنه و مونا زنده میمونه!!

ما حاضریم برای چیزایی که ارزش قائلیم زجر بکشیم و حتی بمیریم . برای عشق . برای انتخاب های درست .بخاطر اون من پرونده رو حل کردم . پرونده خودمو . همشو . اینکه کی هستم . ارزششو داره ؟ اینکه بگی هیچوقت ارزش نداره دروغه . بعضی وقت ها شانس میاری . بعضی وقت ها آخرش یک چیز خوب میشه . چیزی که تو یک میلیون سال هم لیاقتش رو نداری . یک چیزی که میشه دلیل ادامه دادنت .

حرف های مکس بعد از زنده موندن مونا

خوابی از همسرم دیدم . اون مرده بود . ولی دیگه اشکالی نداشت (چون مونا هست 🙂 )

آخرین دیالوگ بازی

قربان شما و اینم داستان بازی Max Payne 2 به صورت فوق کامل .

تگ

پست های مشابه

آرش وارث

کسی که دوست داره کل دنیا سرگرم یه چیزی باشند و حوصله شون سر نره!!!!
Close