تاریخچهتاریخچه بازی

داستان بازی Metal Gear قسمت سوم Phantom Pain

داستان بازی Metal Gear

خب خب اومدیم با قسمت سوم سری تاریخچه و داستان بازی Metal Gear این قسمت به صورت اختصاصی به داستان بازی Metal Gear The Phantom Pain میپردازیم که واقعا داستان بسیار بسیار بی نظیری داره مخصوصا پایان بندی فوق العادش که هر متال گیر بازی رو شوکه میکنه.

داستان بازی Metal Gear The Phantom Pain

نام بازی : Metal Gear The Phantom Pain

سال انتشار : 2015

سالی که بازی دارون آن جریان دارد : 1984

اگر دو قسمت قبلی را مطالعه نکرده اید بر روی تصاویر کلیک کنید.

قسمت اول

قسمت دوم

خب دیگه این کارا بسته و بریم سراغ داستان بازی Metal Gear همونطور که میدونید در بازی Ground Zeroes به هلیکوپتر بیگ باس توسط XOF حمله میشه و آنها سقوط میکنند.بیگ باس به مدت 9 سال به کما میره و حالا به هوش میاد.

توی این حادثه اون دست چپ خودشو از دست داده.و یه تیکه توی سرش گیر کرده که مثل شاخ شده.البته شاخ های مجازی و اینستاگرامی نه شاخ گاو.

بیگ باس
اسنیک در فانتوم پین

دکتر شرایط بیگ باس رو توضیح میده اما تمام دنیا فهمیدن که بیگ باس زنده مونده از این حادثه.برای همین سعی میکنن بکشنش.یک بار یک قاتل به اسم کوایت (Quiet) به بیمارستان حمله میکنه چون میخواد بیگ باس رو بکشه این قاتل از طرف گروه سایفر اومده یعنی همون گروه سرگرد زیرو اما یک بیمار که کل صورتش بانداژ شده جلوی قاتل رو میگیره.

کوایت (Quiet)
کوایت (Quiet)

توی درگیری کوایت آتیش میگیره و از پنجره میوفته پایین.اون یکی بیمار میگه اسمش اسماعیل هست و میخواد به بیگ باس کمک کنه.اما این پایان کار نیست دو نفر دیگه هم به بیمارستان حمله میکنند.

اسماعیل
اسماعیل

اولیش سومین پسر (The Third Boy) و نفر بعدی مرد در آتش (Man On Fire).

سومین پسر (The Third Boy)
سومین پسر (The Third Boy)
مرد در آتش (Man On Fire)
مرد در آتش (Man On Fire)

سومین پسر دارای قدرت تلکنیسس هست یعنی اجسام رو میتونه با ذهن خودش حرکت بده اما بیگ باس و اسماعیل هر بدبختی بود از دست این دو تا فرار میکنند.نیروی های سایفر دنبالشون هستند.و در نتیجه تیراندازی ها اسماعیل از حال میره.بیگ باس سعی میکنه ماشین رو کنترل کنه.

اما اونا تصادف میکنند و این دو نفر هر دو از هوش میرن.ولی وقتی بیگ باس به هوش میاد میبینه اسماعیل نیست و آسلات (Oselot) به سراغش اومده این دو تا با اسب فرار میکنند و وقتی اوضاع امن میشه آسلات اتفاقات رو برای بیگ باس توضیح میده.

اینکه بعد از نابودی گروه بیگ باس و میلر و با به کما رفتن بیگ باس میلر تصمیم میگیره یه گروه نظامی جدید به اسم Diamond Dogs تشکیل میده یک گروه نظامی و بعد آسلات رو استخدام میکنه تا بیگ باس رو نجات بده.اما میلر وقتی داشته درمورد گروه سایفر تحقیق میکرده داخل افغانستان توسط نیروی شوروی دستگیر میشه.

حالا این دو نفر باید به افغانستان برن و میلر رو آزاد کنند.بعد از اینکه آسلات یک بازوی رباتیک به بیگ باس میده اونا راهی افغانستان میشوند و بیگ باس به مقر دشمن نفوذ میکنه.و میلر که بشدت شکنجه شده بود رو نجات میده.میلر داخل این بازجویی ها یک دست خودشو از دست داده بود.

و حالا میلر و بیگ باس ست میکنند و هر دو یک دست خودشون رو از دست دادن.اما میلر یه پاش هم میلنگه و فقط میتونه با عصا خودش به تنهایی راه بره.و میلر رو به مقر اصلی Diamond Dogs میبرند.و بیگ باس رییس گروه میشه.اونا تصمیم میگیرند از سایفر بخاطر نابودی گروه قبلیشون که 9 سال پیش حالا انتقام بگیرند چرا حالا چرا بعد 9 سال؟چون حالا بیگ باس برگشته .

اما بیگ باس اسم جدید ونوم اسنیک (Venom Snake) رو برای خودش انتخاب میکنه.الان داستان بازی Metal Gear فانتوم پین تازه شروع میشه.

ونوم اسنیک (Venom Snake)
ونوم اسنیک (Venom Snake)

ونوم اسنیک برای پیدا مردن سر نخ از گروه سایفر یک سری ماموریت در کشور های افغانستان و آنگولا انجام میده.و با نیروی شوروی و سربازای XOF که قدرتای ماورای طبیعی دارند درگیر میشه.

حتی دوباره در برابر سومین پسر و مرد در آتش هم قرار میگیره.وقتی ونوم اسنیک یکی از مخفی گاه های XOF رو بررسی میکنه رهبر این گروه یعنی صورت سوخته (Skull Face) رو میبینه و باهاش رو در رو میشه اما دوباره مرد آتش و سومین پسر سر میرسند و انگار ول کنشون به ونوم اسنیک ما اتصالی کرده.

که بعد از یک نبر نفس گیر ونوم اسنیک با یک هلیکوپتر فرار میکنه.بعد از این اتفاقات ونوم اسنیک چند تا متحد جدید پیدا میکنه اولین نفر کوایت (Quiet) هست همون قاتل داخل بیمارستان اون از سقوط از پنجره زنده مونده طی یک سری اتفاقات اسرار آمیز قدرت تکلم یا همون حرف زدن خودشو از دست داده.

و در ضمن یک سری نیروی ماورای طبیعی به دست آورده مثلا میتونه ناپدید بشه.اون و ونوم اسنیک در طی یک مبارزه در افغانستان با هم آشنا شدن و ونوم اسنیک بعد از شکست دادنش جونشو میبخشه.میلر به کوایت اعتماد نداره اما آسلات و ونوم اسنیک باور دارند که میتونه کمک خیلی مفیدی باشه.

متحد بعدی دکتر هیویی است آره همون دانشمند فلج داخل بازی Metal Gear Peace Walker اون این همه مدت زنده بوده و داشته برای صورت سوخته کار میکرده و حتی براش یک تانک جدید هم ساخته.

تانک جدید هیویی
تانک جدید هیویی

ونوم اسنیک و میلر و آسلات همه مشکوک هستند که دفعه قبلی هیویی اون هارو به گروه سایفر فروخته و برای همین بهش شک دارند.اون تانک حالا در مقر XOF نگهداری میشه.ونوم اسنیک به مقر نفوذ میکنه هیویی رو نجات میده و با تانک جدید هم رو به رو میشه.وقتی به مقر خودشون میرسند از هیویی بازجویی میکنند.

اون میگه هیچ چیز درباره حمله به مقر گروه نمیدوسنت همون حمله ای که در آخر بازی Ground Zeroes رخ داد و صورت سوخته مجبورش کرده براش کار کنه.در ضمن اینجوری میتوسنت با دکتر استرنج لاو هم همکاری کنه میبینید که کوجیما چجوری داره همه شخصیت های سری های قبلی وارد داستان میکنه واقعا که کوجیما یه نویسنده تکرار نشدنی در صنعت گیم هست.

این دو نفر یعنی هیویی و استرنج لاو با هم داخل رابطه هستند و صاحب یک بچه هم شدند و استرنج لاو توسط گروه سایفر دستگیر شده در ضمن اون میگه که در صورت سوخته داره روی یک پروژه دیگه هم کار میکنه که اون یکی به مراتب از این تانک خیلی خطرناک تره.ولی هنوز نمیدونه که اون پروژه چیه.

متحد بعدی ایلای (Eli) هست که مهارت خیلی خوبی در کار های رزمی داره و یک گروه از پسر بچه ها رو درست کرده.

ایلای (Eli)
ایلای (Eli)

ایلای وقتی بچه بود از خانوادش دزدیده بودن ولی فرار میکنه و این گروه رو ایجاد میکنه ونوم اسنیک به مقر این سرباز کودک ها میره با ایلای مبارزه میکنه و شکستش میده و اون رو به Diamond Dogs تا تمرینش بده اما این ایلای واقعا کیه؟این یکی از پسران خود ونوم اسنیک یا بیگ باس است که به صورت لقاح مصنوعی توسط سرگرد زیرو رییس گروه سایفر ساخته شده.

یعنی لکوئید اسنیک (Liquid Snake) پس دوباره عکس بالا رو تحصیح میکنم.

لکوئید اسنیک (Liquid Snake)
لکوئید اسنیک (Liquid Snake)

خب اینم یکی از پسرای ونوم اسنیک یا بیگ باس خودمون.همیشه به ایلای گفته بودند که اون توسط ژن های ضعیف تر درست شده بوده.و برادرش پسر برتری از اوست در صورتی که برعکس این موضوع واقعیت هست و به همین دلیل اون تنفر زیادی از بیگ باس و برادرش داره.

ایلای همیشه میخواد ونوم اسنیک رو به چالش بکشه ولی خب همیشه برنده ونوم اسنیک هست.از این داستانای پدر پسری بگزریم کم کم میلر و ونوم اسنیک میفهمند این گروه سایفری که دنبالش هستند اون گروهی نیست که میشناختند در واقع سرگرد زیرو کسی در واقع سایفر و XOF رو درست کرده بود 10 ساله هیچ جا دیده نشده یه جورایی یک سال قبلا از اتفاقات بازی Ground Zeroes پس یه تئوری اینجا درست میشه یا شاید یک حدس و گمان.

اینم اینه که صورت سوخته که در قسمت قبلی گفتم که خیلی دوست داشت زیر سایه سرگرد زیرو بیاد بیرون زده یه بلایی سر زیرو آورده و مسئول همه چیزه بعد یه مدت مشخص میشه صورت سوخته با یه ویروس زیرو را آلوده میکنه و زیرو به حالتی مغز و استخوناشو از دست میده و یعنی به یک زنده گیاهی تبدیل میشه مثلا زیرو دقیقا شبیه درخت تو خیابون شده.

سرگرد زیرو وضعیت زنده گیاهی
سرگرد زیرو وضعیت زنده گیاهی

ونوم اسنیک پس میگه هدف اون ها باید نابودی XOF باشه نه سایفر پس اون میرن سراغ تحقیق درباره پروژه فوقالعاده خطرناکی که هیویی بهشون گفته بود.در همین حین یک جور بیماری عجیب در مقر Diamond Dogs شیوع پیدا میکنه و کلی سرباز آلوده میشوند.

تمام این سرباز ها قرنطینه میشن ولی بعد کمی تحقیق میلر و آسلات میفهمند تمامی سرباز های بیمار در یک چیز مشترک هستند همشون به زبان کیکونگا صحبت میکنند یک جور زبان آفریقایی این موضوع باعث میشه ونوم اسنیک سراغ یک جور دانشمند بره.

و اونا رو نجات بده چرا که از این بیماری اطلاعاتی داره.دانشمند میگه که مجبورش کرده بودن که برای صورت سوخته کار کنه تا ویروس وکالکور رو درست کنه.بعد مبارزه با نیرو های ویژه صورت سوخته ونوم اسنیک میتونه اون دانشمند رو نجات بده وقتی به مقر Diamond Dogs میرسند دانشمند میگه این ویروس یک بیماری خیلی کشنده هست.

که به میزبان بر اساسی که صحبت میکنند حمله میکنن.اینی که اینجا پخش شده یک نمونه آزمایشی بوده دانشمند یه راه درمان کشف میکنه و ونوم اسنیک میتونه جون بعضی از افراد خودش رو نجات بده صورت سوخته به این باور بود که ایده سرگرد زیرو که همه سرباز های باید زیر یک پرچم متحد باشند باعث میشه کلی فرهنگ مختلف از بین بره.

خود صورت سوخته هم وقتی بچه بوده از کشور و فرهنگ و زبان خودش به زور جدا شده برای همین اون از زیرو متنفر بود.صورت سوخته میخواد با این ویروس افرادی که انگلیسی صحبت میکنند رو بکشه و اینجوری فرهنگ آمریکایی رو نابود کنه و اینجوری بقیه فرهنگ هارو نجات بده در ضمن این بیماری وکالکور فقط به افرادی که انگلیسی صحبت میکنند تاثیر میزاره.

صورت سوخته 3 تا سرنگ از این ویروس داره بخش دوم نقشه صورت سخوته اینه که صلاح متالگیر جدید رو بین تمامی کشور ها پخش کنه.تا اینطوری کشوری نسبت به کشور دیگه برتری نداشته باشه.وهمه چیز مساوی باشه.اما خود صورت سوخته میخواد با تانک هیویی تمامی اون ها رو کنترل کنه.

ونوم اسنیک برای جلوگیری از این موضوع سراغ صورت سوخته میره و با هم بحث میکنند.اما میلر در همون لحظه با ایلای و آسلات هستند تا اگر ونوم اسنیک کمک خواست برن کمکش.البته پسر سوم و مرد در آتش هم با صورت سوخته اومدن.ظاهرا صورت سوخته میخواد از قدرت تلکنیسس برای کنترل تانک هیویی استفاده کنه مرد آتش فقط به دنبال انتقامه ولی چرا میخواد انتقام بگیره هنوز معلوم نیست.

در واقع اون فقط بخاطر همون تنفر زنده هست. پسر سوم علاقه ی زیادی به احساس تنفر داره تونسته مرد در آتش رو زنده نگه داره اما پسر سوم احساس تنفر بیشتری در ایلای پیدا میکنه.برای همین بخشی از قدرت خودشو به ایلای منتقل میکنه که در همون نزدیکی هست.

پسر سوم کاری میکنه که مرد در آتش خودکشی کنه و نیرو های XOF سریعا عقب نشینی میکنند چرا که میفهمند دیگه بر روی تانک هیویی کنترلی ندارند الان رییس پسر سوم است.در واقع پسر سوم با استفاده ایلای داره تانک هیویی رو کنترل میکنه.

اما دیگه دیر شده و پسر سوم با تانک تمامی نیرو های XOF رو میکشه و صورت زخمی رو به شدت زخمی میکنه البته صورتش که زخمی بود بقیه اجزای بدنش رو زخمی میکنه.اما بعدش ونوم اسنیک با تانک مبارزه میکنه و اون رو از کار میندازه ونوم اسنیک و هیویی و میلر میتونن دو تا از سرنگ های ویروس وکالکور رو پیدا کنند.

ونوم یکی از اونارو نابود میکنه اما یکی دیگرو سومین پسر میقاپه ولی کسی نمیفهمه صورت زخمی میگه آخرین سرنگ خیلی به ونوم اسنیک نزدیک نزدیک تر از چیزی که فکرشو بکنی و بزودی میفهمی ونوم اسنیک به یک دست و دو پای اون شلیک میکنه بخاطر میلر که این بلا سرش اومده بود.

اون ها ونوم اسنیک رو رها میکنن که بمیره. اما هیویی که خیلی عصبی بود اون رو میکشه گروه به مقر خودش برمیگرده و تانک هیویی رو هم با خودشون میارن .خب بریم سراغ گره های داستان که میدونم مغزتون داره میپوکه.

بعد از این اتفاقا ونوم اسنیک چند تا ماموریت دیگه انجام میده بعد از یه مدت میلر به ونوم زنگ میزنه و میگه مدارکی پیدا کرده که نشون میده هیویی در حمله به مقر گروه در آخر بازی Ground Zeroes اتفاق افتاد و ونوم 9 سال به کما رفت نقش داشته ونوم سریعا به آزمایشگاهی که در اون برای صورت زخمی کار میکرده میره که شاید یه چیزی پیداکنه که این هیویی وضعیتش معلوم بشه.

ونوم مزن هوش مصنوعی که برای تانک پیس واکر در قسمت قبلی راجبش به صورت مفصل حرف زدیم رو پیدا میکنه.و مخزن رو به مقر خودشون میاره.اونا با باز کردن مخزن میبنن که داخلش جسد دکتر استرنج لاو هست!

هیویی و استرنج لاو دوتایی روی تانک صورت سوخته کار میکردن اما مخزن کنترل تانک به اندازه ای نبود که بشه داخل یه فرد بالغ قرار بگیره اما صورت سوخته بعد از جریاناتای که سر تانک پیس والکر رخ داد علاقه ای به استفاده از هوش مصنوعی نداشت.

برای همین هیویی قصد داشت پسرشون رو داخل مخزن بزاره.و تانک رو آزمایش کنه استرنج لاو برای محافظت از پسرشون اون رو به آمریکا میفرسته برای همین هیویی زنش رو داخل مخزن هوش مصنوعی قرار میده و خفه ش میکنه!!!

خب حالا بریم سراغ مرد در آتش تا ببینیم کلا کی هست؟در واقع اون ولگین (Volgin) هست.

ولگین (Volgin)
ولگین (Volgin) – مرد در آتش (Man On Fire)

همون شخصیت منفی بازی Metal Gear Solid 3 – Snake Eater هست ظاهرا کشته نشده بود و به دنبال انتقام از ونوم اسنیک بوده توی یک ماموریت ونوم اسنیک میاد که جسد مرد در آتش رو پیدا کنه اما اونجا دوباره با هم درگیر میشن و بعد از شکست خوردن مرد در آتش ونوم اسنیک چهره اون رو میبینه.

ولگین وقتی ماسکش از روی چهره اش کنار میره انگار متوجه چیزی شده خیلی متعجب میشه میوفته و میمیره.

حالا بریم سراغ مرموز ترین کاراکتر بازی که کوایت هست در طول یک صانحه در مقر کوایت صدمه میبینه و برای همین اون رو معاینه میکنند مشخص میشه کوایت ناقل بیماری وکالکور در واقع سومین سرنگ ویروس داخل بدن کوایت هست.

وقتی از اون بازجویی مشخص میشه اون میتونسته حرف بزنه ولی به خواست خودش حرف نیمزد. چون نمیخواست با حرف زدنش ویروس رو پخش کنه ظاهرا در این مدت اون عاشق ونوم اسنیک شده بوده و برای همینه که حالا کاملا به Diamond Dogs وفاداره.اما بعد چند وقت ویروس دوباره داخل مقر پخش میشه.

اما این ویروس مثل دعفه قبل با پادزهر هم قابل رفع نبود و انگار نسخه قوی تر از ویروس قبلی هست.برای همین ونوم اسنیک مجبور میشه افراد خودشو بکشه و نزاره افرادی که بیمار شدن بیماری رو بیشتر گسترش بدهند.در ادامه مشخص میشه هیویی کاری کرده که ویروس گسترش پیدا کرده.

و برای همین درمان بر روی آن ها تاثیر نزاره.پس یه دادگاه نظامی برگزار میکنن برای جنایات هیویی و کار های خوبی که کرده که معلوم بشه هیویی خوبه یا بد نتیجه دادگه مجبرم شناخته شدن هیویی هست.همه درخواست میکنن هیویی اعدام بشه اما ونوم اسنیک میگه شما ها صلاحیت قضاوت رو ندارید.

برای همین هیویی تبعید میکنند با این اتفاق کوایت فکر میکنه که شاید ویروس داخل بدن اون هم ممکنه فعال بشه و برای همین فرار میکنه.اما میلر میگه چون کوایت زمان زیادی در Diamond Dogs بوده پس اطلاعات زیادی داره پس باید برگردوننده بشه.اسنیک دنبال کوایت میره و اون رو از دست یک سری سرباز نجات میده.

اما کوایت داخل درگیری زخمی میشه ونوم کمک میکنه اون رو به محل خروج ببره ونوم یک دفعه توسط یک مار گزیده میشه برای همین از حال میره هلیکوپتر تماس میگیره و دنبال لوکیشن ونوم هست تا بیان و اون ها رو بردارن و به مقر ببرند.کوایت میفهمه ونوم نیاز به پادزهر مار نیاز داره.

برای همین به انگلیسی با هلیکوپتر از طریق بیسیم صحبت میکنه و لوکیشن رو میده وقتی ونوم اسنیک بیادر میشه میبینه کوایت رفته و یک نوار به جا گزاشته توی نوار کوایت میگه صورت زخمی اون رو فرستاده بود که ویروس رو داخل Diamond Dogs پخش کنه اما عشق به ونوم اسنیک باعث شد اون لال باشه و ویروس رو پخش نکنه.

این آخرین بازی بود که ما کوایت رو رد بازی ببینیم اما قشنگ ترین بحث در مورد آخرین حضور کوایت خیلی شبیه به آخرین حضور ایوا بود وقتی ایوا اسنیک در بازیMetal Gear Solid 3 – Snake Eater شب با هم خوابیدن و وقتی اسنیک بیدار شد دید ایوا رفته و یه نوار به جا گزاشته حقیقت رو میگه.

کوجیما دوباره برامون این صحنه رو ساخته و فقط جای ایوا و کوایت عوض شده خیلی برای من جالب بود هنر کوجیما خب بریم سراغ ادامه داستان که تازه جای جالبش مونده.یادتونه قبلا گفتیم سومین پسر کنترل تانک هیویی رو داره خب اون پیش ایلای میره و با هم به مقر شبیخون میزنند.

و تانک هیویی رو میدزدن و به یک جزیره به آفریقا میروند.ونوم اسنیک به دنبال این دو تا دیونه به آفریقا میره و بلاخره تانک هیویی رو نابود میکنه.وقتی سراغ ایلای میره یه دکتر میگه اون به ویروس وکالکور مبطلا شده.و قابل نجات نیست و ونوم اسنیک ایلای رو ترک میکنه و حاظر نیست بکشتش.

ولی تفنگ رو اونجا میزاره تا ایلای خودش خودشو بکشه.این یک صحنه خیلی جالب هست چرا که در طول بازی دیدیم که ونوم اسنیک یک شخصیت دلرحم هست و حتی حاظر نشد هیویی اعدام کنه کسی که خیلی جنایات در دنیای متالگیر کرده.و طوری که ونوم اسنیک ایلای رو رها میکنه نفرت ایلای به بیگ باس بیشتر میشه.

و خب در آینده یک پلات خیلی مهم است.گرچه سومین پسر سر میرسه و با قدرت خودش ویروس رو از بدنش جدا میکنه و اون رو نجات بده اما خب هنوز همه چیز تموم نشده اصل پایان بندی داستان باقی مانده.

کوجیما همیشه بهترین قسمت داستان رو میزاره برای اخرش ونوم اسنیک کسی که در بیمارستان بهوش میاد کسی که ما کل بازی Phantom Pain کنترلش کردیم و کل داستان همراهش بودیم. در واقع بیگ باس نیست!

این اوج داستان بازی Metal Gear هست لطفا با دقت بخونید.

درواقع بدل بیگ باس است!بیگ باس پس کجاست؟دقیقا همون بیماری هست که بانداژ شده بود و اسماعیل هست و بدل بیگ باس در واقع همون پزشکی بود که داخل هواپیما در Ground Zeroes بود که در هلیکوپتر بود و بمب رو در شکم پز بیرون آورد بیگ باس در کل این 9 سال دنبال این بود که یک شهر به اسم Outer Heaven درست کنه.

Outer Heaven
Outer Heaven

شهری که هیچ مرزی داخلش وجود نداره هیچکس از سرباز ها سواستفاده نمیکنه و یک جورایی همون ایده باس (The Boss) بود که همیشه آرزوش رو داشت البته این حرف های قلمبه و سلبمه به این که معنیست که یک گروه هست که قصد داره صلح رو در دنیا برقرار کنه.

وقتی بیگ باس داره هدف خودشو میسازه ونوم اسنیک به ماموریت ادامه میده و فقط داستان افسانه ای باس رو افزایش میده و اسم اسنیک یا بیگ باس بزرگ و بزرگ تر میشه امان از دست کوجیما.

دقیقا به همین دلیل هست که تنفر ولگین یا همون مرد در آتش نسبت به ونوم اسنیک میخوابه چون میفهمه ونوم اسنیک اون بیگ باس واقعی نیست.زمانی که پزشک داخل کما بود اون رو عمل جراحی پلاستیک میکنند.

و مورد هیپنوتیزم قرار میدن و واقعا اون باور کنه که بیگ باس هست فقط افراد خیلی کمی از این موضوع با خبر بودن که دو تاشون بیگ باس واقعی و آسلات هستند ونوم اسنیک این موضوع رو وقتی میفهمه که بیگ باس براش یه نوار میفرسته و از اون تشکر میکنه و میگه که اون از خود بیگ باس بیگ باس تره.

و حالا هر دوشون بیگ باس هستند و ما دو تا بیگ باس در دنیای متال گیر داریم!!!!در ادامه میلر که از همه جا بیخبر بوده موضوع رو میفهمه اما هیچوقت مشخص نمیشه چطوری این راز رو متوجه میشه.میلر از این حقه بیگ باس حالش بد میشه کمی از لحاظ ذهنی قاطی میکنه ولی در نهایت تصمیم میگیره نقش خودش رو در داستان بازی Metal Gear قسمت سوم ادامه بدم.

البته بخاطر این هدف که به میلر به ونوم اسنیک و لکوئید اسنیک و سالید سانیک کمک کنه که یک روزی اسنیک واقعی یا همون بیگ باس رو شکست بدهند.یه سری توضیحات اضافه مونده که دیگه جاش نیست الان در داستان بازی Metal Gear فانتوم پین براتون توضیح بدم.

و به موقع بهتون توضیح میدم.خب اینم از داستان بازی Metal Gear The Phantom Pain.امیدوارم که از داستان این بازی لذت کافی رو برده باشید.منتظر قسمت چهارم این مجموعه داستان بازی Metal Gear باشید.

تگ

پست های مشابه

آرش وارث

کسی که دوست داره کل دنیا سرگرم یه چیزی باشند و حوصله شون سر نره!!!!

1 thought on “داستان بازی Metal Gear قسمت سوم Phantom Pain”

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Close