تاریخچهتاریخچه بازی

داستان و تاریخچه بازی Metal Gear قسمت دوم

داستان و تاریخچه بازی Metal Gear

خب دوستان بلاخره قسمت دوم مقاله داستان و تاریخچه بازی Metal Gear هم تکمیل شد خب پس بدون معطلی بریم سراغ مقاله البته اگر قسمت اول رو نخوندید اینجا کلیک کنید.

در قسمت قبلی مقاله ما در مورد بگراند بازی و مقدمه اجمالی و داستان کامل Metal Gear Solid 3 صحبت کردیم.اما در این قسمت به Metal Gear Solid Peace Walker و Metal Gear Solid Ground Zeroes اشاره میکنیم و داستان کامل این دو بازی را شرح میدهیم.حواستون به این باشه که در سری مقالات ما خبری از Metal Gear Solid Portable Ops نیست چرا که این بازی رو هیدئو کوجیما نساخته.

داستان و تاریخچه بازی Metal Gear

Metal Gear Solid Portable

و کوجیما در مصاحبه ای که با سایت IGN داشت در سال 2015 تایید کرد فقط بازی هایی که خودش ساخته در خط داستانی اصلی بازی هستند و بقیه بازی از نظر من ربطی به داستان اصلی ندارند و ما این نسخه را در داستان و تاریخچه بازی Metal Gear قرار نمیدهیم چون داستان این بازی توسط کوجیما بزرگ نوشته نشده و متال گیر یعنی کوجیما.

نام بازی : Metal Gear Solid Peace Walker

سال انتشار : 2010

سالی که بازی در آن جریان دارد : 1974

اما بزارید قبل از شروع به یک سری اتفاقات اشاره کنیم.در پایان نسخه سوم اسنیک با همون بیگ باس از FOX میاد بیرون.

پارا مدیک (Para Medic)
پارا مدیک (Para Medic)

در ضمن آسلات (Oselot) نصف میراث فیلسوف ها (Philosophers Legacy) رو هم به سرگرد زیرو (Zero) میده و اینطوری سازمان که متشکل زیرو (Zero) و بیگ باس (Big Boss) و آسلات (Oselot) و ایوا (Eva) و پارا مدیک (Para Medic) که این نفر آخری که عضو سابق FOX بوده.

هدف اون ها از تشکیل این گروه این بود که بتونند جلوی گروه فیلسوف ها را بگیرند.اما در سال 1972 میون بیگ باس و زیرو تنش به وجود میاد.زیرو باور داشت که باس (The Boss) میخواست کل دنیا در تحت یک گروه با هم متحد بشوند.اما بیگ باس (The Boss) باور داره باس فقط میخواست سیاست مدار ها از سرباز ها سواستفاده نکنند.زیرو که میترسید در گروه بیگ باس رو از ترس بده از اون سواستفاده میکنه و با لقاح مصنوعی کلون از روی بیگ باس میسازه .

در ضمن از ایوا به عنوان مادر این کلون ها استفاده میشه.اما بیگ باس وقتی این موضوع رو متوجه میشه سریعا از گروه خارج میشه.ایوا هم چند مدت بعد استعفا میده.و اینطوری زیرو اسم این گروه رو به سایفر (Cipher) تغییر میده.بیگ باس به عنوان موزدور فعالیت میکنه و طی یک عملیات برای دولت کوبا به یک مقر نظامی حمله میکنه.و همه به جز رهبرشون یعنی میلر (Miller) رو میکشه.

میلر (Miller)
میلر (Miller)

اما میلر از بیگ باس تشکر میکنه و این دو نفر با هم دوست میشند و این جوری با هم یک گروهک نظامی درست میکنند.در سال 1974 دو نفر به دیدن میلر و بیگ باس میروند یعنی دو تا مشتری یه دانشمند معروف کاستاریکایی به نام رمون گالوز (Ramon Galvez Mena) و دانش آموزش پز (Paz Ortega).

پز (Paz Ortega)
پز (Paz Ortega)

گالوز میخواد تا گروه بیگ باس و میلر بیان به کاستاریکا و یک گروه نظامی که به کاستاریکا حمله کردن رو عقب برونن.چرا خودشون بخاطر یک ماعده صلح اجازه استفاده از صلاح رو ندارند.بیگ باس یقین داره که گالوز برای شوروی کار میکنه.و گالوز بلاخره این اتهام رو قبول میکنه اما میگه پز از این موضوع خبری نداره.شوروی میخواد یک مقر نظامی قوی در آمریکای جنوبی داشته باشه.ولی این نظامی های درون کشور کاستاریکا اجازه نمی دهند.

رمون گالوز (Ramon Galvez Mena)
رمون گالوز (Ramon Galvez Mena)

شوروی میخواد که گروه شما این نظامی ها که شاید خود CIA هستند رو عقب برونه.بیگ باس اول میخواد که این پیشنهاد رو رد کنه.اما گالوز میگه چند روز پیش پز توسط همون نظامی ها دستگیر شده بود.اما اون میتونه فرار کنه و یک نوار که دوستش داده بود رو هم بیاره.و گالوز این نوار رو پخش میکنه و بیگ باس صدای استادش باس (The Boss) رو میشنوه!!

و برای همین پیشنهاد رو قبول میکنه.به عنوان دستمزدگالوز به بیگ باس یه هلیکوپتر میده وقتی بیگ باس به کاستاریکا میرسه میفهمه اون نظامی ها واقعا از طرف CIA هستند و با خودشون صلاح هسته ای آورده اند.میلر میگه که میتونه از کمک شورشی های کاستاریکا که توسط آماندا (Amanda) مدریت میشوند کمک بگیره.

آماندا (Amanda)
آماندا (Amanda)

برادر کوچیک آماندا یعنی چیکو (Chico) توسط CIA دستگیر شده و بیگ باس تصمیم میگیره اون رو نجات بده چرا که چیکو میتونه در پیدا کردن صلاح های هسته ای بهش کمک کنه.

چیکو (Chico)
چیکو (Chico)

بیگ باس چیکو رو نجات میده و چیکو بهش محل صلاح های هسته ای رو میگه و چیکو هم به گروه بیگ باس و میلر میپیونده وقتی بیگ باس به محل مورد نظر میرسه میبینه صلاح ها اونجا نیستند اما میتونه یواشکی مکالمه دو نفر رو بشنوه یعنی یک مامور CIA به اسم کلمن و یک دانشمند که روی ویلچر هست یعنی هیویی (Huey).

هیویی (Huey)
هیویی (Huey)

هیویی یه تانک به اسم پیس واکر (Peace Walker) ساخته که میتونه کلاهک هسته ای پرتاب کنه.کلمن میخواد یک هدف خارجی رو با تانک منفجر کنه.و اینطوری قدرت تانک رو به بالا دستی ها ثابت کنه و رییس CIA بشه و هیویی قبول نمیکنه این کار رو کنه و کلمن اون رو پرت میکنه از پله ها پایین.

پیس واکر (Peace Walker)
پیس واکر (Peace Walker)

بیگ باس به هیویی کمک میکنه که بلند بشه دانشمند میگه که پیس واکر (Peace Walker) دارای یک هوش مصنوعی خیلی خاص هست که بهش اجازه میده بدون دخالت هیچ انسانی وقتی بهش هدف رو بدن خودش شلیک کنه و در نتیجه دو دل بودن انسان ها باعث تغییر پرتاب کلاهک ها نمیشه.

هیویی هم محل پیس واکر (Peace Walker) رو به بیگ باس میده و هیویی هم میره داخل تیم میلر و بیگ باس.هیویی به بیگ باس میگه دنبال دکتر استرنج لاو (Strange Love) بگرده.

دکتر استرنج لاو (Strange Love)
دکتر استرنج لاو (Strange Love)

زنی که هوش مصنوعی رو طراحی کرده در حین تعقیب کردن دکتر استرنج لاو (Strange Love) بیگ باس با یک زن پرنده شناس روبرو میشه.که به کاستاریکا اومده بود که صدای یک پرنده کم یاب رو ظبت کنه.اما اتفاقی مکالمه دو تا زن دیگه رو ظبت کنه و برای همین CIA اون رو دستگیر میکنه ولی میتونه فرار کنه بیگ باس سریعا میفهمه صدای اون زن همون صدای باس هست.

و اون زن پرنده شناس هم باید دوست پز (Paz Ortega) باشه.و بیگ باس هم زن پرنده شناس رو به محل استقرار گروه میفرسته یعنی Mother Base .بعدش میلر که با زن پرنده شناس رو به رو میشه میفهمه که واقعا صدا رو ظبت کرده.ولی به عمرش پز (Paz Ortega) رو ندیده.

بیگ باس خیلی از این مسئله تعجب میکنه ولی فعلا میره دنبال تعقیب دکتر استرنج لاو که موفق هم میشه و استرنج لاو میگه با باس کار میکرده.و برای همین باس براش یک الگو بود اون میگه مدل هوش مصنوعی پیس والکر رو از روی شخصیت باس ساخته چون متعقد بود ذهن باس بهترین مدل یک سرباز بود.

استرنج لاو به بیگ باس میگه با این هوش مصنوعی مقابله کنه اما در اولین نبرد بیگ باس با پیس والکر شکست میخوره و از حال میره.اما میلر دوباره رد پیس والکر رو میزنه و برای بیگ باس میگه.وقتی بیگ باس به مقر میرسه میبینه توسط نیرو های شوروی محاصره شده و کلمن پز (Paz Ortega) دستگیر کرده و کلمن میخواد برای اولین هدف پیس والکر محل استقرار گروه میلر و بیگ باس یعنی Mother Base شلیک کنه.

بیگ باس سعی میکنه پیس والکر رو نابود کنه اما دوباره شکست میخوره خداوکیلی عجب چیزی ساخته هیویی دانشمند فلج رو ویلچر رو میگم در نتیجه تانک رو به مرز های نیکاراگوئه عقب میرونندو کلمن با پز فرار میکنه و بیگ باس اون ها رو تعقیب میکنه و میرسه به محلی که تانک داخلش نگهداری میشه یعنی نیکاراگوئه.

اما در این تاسیسات مشخص میشه هم بیگ باس و هم کلمن بازی خوردن و نیرو های شوروی کنترل مقر رو به دست میگیرند.در واقع پشت همه ی این ماجرا ها همون پرفوسور گالوز هست که یه مامور بلند پایه شوروی و نام واقعی او ولادمیر زادورنوف (Vladimir Zadornov) هست.از همون داشت با کلمن همکاری میکرد اما هدف واقعی اون این بود که تانک پیس والکر رو تحت کنترل شوروی در بیاره.

و بعد بتونه با تانک به کوبا حمله کنه.بعد از این افشاسازی زادورنوف کلمن رو به شدت زخمی میکنه به طوری که تقریبا میمیره اما وقتی میره سراغ بیگ باس که کار اون رو هم تموم کنه میلر و دار و دسته اش به کمک نیروی هاش شورشی کاستاریکا به فرماندهی آماندا سر میرسند و به کمک بیگ باس میاند.و بیگ باس در این شلوغی فرار میکنه.و موفق میشه پیس والکر رو متوقف کنه و از کار بندازتش.زادورنوف و کلمن هر دوشون توسط نیروی های میلر دستگیر میشن.

و ظاهرا همه چیز به خوبی و خوشی تموم میشه البته اگر هیدئو کوجیما رو بشناسید هیچ وقت داستان ها به خوبی خوشی تموم نمیشه.وقتی که دارن زندانی ها رو به Mother Base میبرند و کلمن میتونه یک سری دیتای کمکی به پیس والکر ارسال کنه.بنظرتون چه اتفاقی میوفته؟بدترین اتفاق ممکن.

این دیتا ها به سازمان نیروی هوایی آمریکا ارسال بشه و کلمن نیروی هوایی آمریکا رو قانع میکنه که شوروی میخواد با پیس والکر به مرز های دریایی آمریکا حمله هسته ای کنه.بیگ باس سریعا با نیروی هوایی تماس میگیره و سعی اوضاع رو توضیح بده.ولی کسی حرفاشو باور نمیکنه.

و آمریکا میخواد با صلاح هسته ای جواب شوروی رو بده.در همین شخصیت باس که هوش مصنوعی از روی اون ساخته شده کنترل پیس والکر رو در دست میگیره.و تانک رو توی آب میندازه.اینطوری ارتباط با آمریکا قطع میشه و پیس والکر خراب میشه.

اما چرا هوش مصنوعی پیس والکر این کار رو کرد؟همونطور که میدونیم پیسوالکر یک انعکاس از شخصیت باس بود یک ماشین که همیشه مثل باس به ماموریت وفاداره.بهترین مثالی که داریم در نسخه 3 بازی بود که باس جون خودشو فدا کرد ولی نذاشت ماموریت نا تمام بمونه.و باعث برقراری صلح کشورش بود پیس واکر هم بخاطرصلح خودشو فدا کرد درست مثل باس.

اما اگر فکر همه چیز دیگه تموم شده باید بگم در اشتباهید و کوجیما هنوز میخواد با داستان دیوانه وار نسخه پیس والکر متال گیر ما رو با تانک پیس والکر در داستان غرق کنه.چند وقت که میگزره هیویی میتونه یه تانک به اسم متال گیر زیک درست کنه.

متال گیر زیک
متال گیر زیک

که شباهت زیادی به پیس والکر داره اینطوری دیگه گروه نظامی میلر و بیگ باس از همه دشمنا یک قدم جلو تره و هیچکس نمیتونه اون ها رو تهدید کنه.در ادامه مشخص میشه زادرنوف هی میتونه از سلول های زندان فرار کنه و در بره که دیگه در آخرین بار کشته میشه.

این موضوع حسابی بیگ باس و میلر رو به فکر فرو میبره که شاید به احتمال زیاد یک نفر از داخل گروه داره به زادرنوف کمک میکنه تا بتونه از سلول های زندان فرار کنه.اینجا آخرین گره کور بازی پیس والکر پیدا میشه.پز درواقع یک جاسوس سایفر (Cipher) بود در واقع همون گروهی که سرگرد زیرو (Zero) تاسیس میکنه و برای زیرو کار میکرده در واقع پز از فرار های زادرنوف برای انحراف استفاده میکرده.

تا بتونه کنترل متال گیر زیک رو بدست بگیره.اون میگه که هدف زیرو این هست که تمامی گروه های نظامی تحت کنترل خوشد در بیاد.و گروه میلر و بیگ باس هم از این گروه مستثنا نیست.اینطوری زیرو با میلر و بیگ باس قدرت زیادی بدست میاره و هیچکسی قادر نیست در مقابلشون ایستادگی کنه.

بیگ باس پیشنهاد پز رو قبول نمیکنه و در نهایت پز میگه اگر نخوان زیر پرچم زیرو باشند موشک هسته ای به خاک آمریکا پرتاب میکنه.در نهایت بیگ باس به تانک حمله میکنه و تانک متال گیز زیک رو از کار میندازه پز هم در اقیانوس میوفته ظاهرا کشته میشه.در ادامه میلر اعتراف میکنه که اون هم با زیرو در ارتباط بوده ولی این کار به این دلیل انجام داده بود که فکر میکرد به پیشرفت گروه خودشون کمک میکنه.

در آخر میلر میگه دو تا پسر با لقاح مصنوعی از تو به دنیا اومدن و دارند رشد میکنند به نام های سالید اسنیک (دیوید) و لکوئید اسنیک (ایلای) خب این پایان بازی Metal Gear Solid Peace Walker است و قسمت دوم داستان و تاریخچه بازی Metal Gear حالا به یک سرانجامی رسیده و حالا بریم سراغ بازی بعدی یعنی Ground Zeroes .

Ground Zeroes

نام بازی : Metal Gear Solid V Ground Zeroes

سال انتشار : 2014

سالی که بازی در آن جریان دارد : 1975

خب برمیگردیم با ادامه داستان و تاریخچه بازی Metal Gear با بازی بعدی پس بعد از اتفاقات پیس والکر گروه میلر و بیگ باس شهرت زیادی در دنیا بدست میاره و معروف میشه و مامورای سازمان ملل میخوان Mother Base بررسی کنند.چون مشکوک هستند که در این مکان صلاح هسته ای وجود داره.بیگ باس و میلر باور دارن که این موضوع زیر سر سایفر هست.چرا که زیرو از رشد بیگ باس میترسه.

هیویی سریعا متال گیر زیک رو زیر آب مخفی میکنه و گروه آماده این بازرسی میشه و تمام پرسنل غیرضروری خودشون رو هم مرخص میکنند اما این آماده سازی به تاخیر میوفته چرا که میلر میفهمه پز هنوز زندست.و توسط فردی به نام صورت سوخته (Skull Face) دستگیر شده.اگر یادتان باشه که مطمعنم اگر مقاله ها رو کامل خونده باشید فراموش کردید صورت سوخته یکی از دوست های سرگرد زیرو بود و زیر اون رو فرمانده گروه XOF کرده بود.

صورت سوخته (Skull Face)
صورت سوخته (Skull Face)

اما صورت سوخته خیلی وقته در تلاشه خودشو و گروهش رو از زیر پرچم زیرو خارج کنه و مستقل بشه و کار زیرو و بیگ باس رو یک سره کنه.موضوع وقتی پیچیده میشه که چیکو (Chico) که عاشق پز بوده برای نجات پز راهی مقر XOF شده.ولی خودش هم دستگیر شده.

اسنیک
بیگ باس در بازی Metal Gear Solid V Ground Zeroes

و هردوی آنها در کمپ اومگا نگهداری میشوند و بیگ باس تصمیم میگیره نجات شون میده.چون که چیکو عضو گروه خودشونه و پز هم میتونه اطلاعات خوبی در مورد گروه سایفر بهشون بده.بیگ باس به کمپ میره با اینکه ته قلبش میگه این یک تله از جانب صورت سوخته هست.

کمپ اومگا
کمپ اومگا

بیگ باس اول چیکو رو نجات میده.ولی متاسفانه چیکو بخاطر شکنجه اطلاعات زیادی رو لو داده.پس از نجات دادن پز اون ها با هلیکوپتر فرار میکنند.اما چیکو میفهمه تو دل پز یک بمب کار گزاشتند.پزشک گروه میتونه بمب رو از شکم پز به هر شکلی بود در بیاره.و اونو توی آب پرت کنه.

وقتی به Mother Base میرسند بیگ باس میفهمه که بازرسی سازمان ملل فقط یک حقه از صورت سوخته بود و تا اون بتونه به Mother Base حمله کنه و اون مکان رو نابود میکنه در نهایت بیگ باس و میلر و چیکو و یک پزشک میتونن از اونجا فرار کنند.اما پز بهوش میاد و میگه یک بمب دیگه داخل بدنشه.

صحنه انفجار
صحنه انفجار

اون میخواد جون بقیه رو نجات بده و بیرون میپره ولی انفجار باعث میشه هلیکوپتر اونا با هلیکوپتر XOF که دنبالشون بود برخورد کنه و سقوط کنند.چیکو هم در این انفجار میمیره ولی بیگ باس و میلر و اون پزشک زنده میمونه.اما بیگ باس به کما میره و 9 سال بعد از کما بیدار میشه.

و فقط یک هدف داره انتقام…

خب بچه ها بازی Metal Gear Solid V Ground Zeroes هم داستانش تموم میشه و داستان کمی در این نسخه از بازی هست و یک جورایی مقدمه ای برای یکی از بهترین بازی از سری متال گیر هست و جز برترین بازی های تاریخ نسخه بعدی قرار میگیره پس ما با قسمت سوم داستان و تاریخچه بازی Metal Gear با بازی Metal Gear Phantom Pain برمیگردیم.

تگ

پست های مشابه

آرش وارث

کسی که دوست داره کل دنیا سرگرم یه چیزی باشند و حوصله شون سر نره!!!!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این هم ببینید

Close
Close